Make your own free website on Tripod.com
Blank
وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ
And We will set up a just balance on the day of resurrection, so no soul shall be dealt with unjustly in the lust; and though there be the weight of a grain of mustard seed, (yet) will We bring it, and sufficient are We to take account
روز قيامت ترازوهای عدل را تعبيه می کنيم ، و به هيچ کس ستم نمی شود، اگر عملی به سنگينی يک خردل هم باشد به حسابش می آوريم ، که ما حساب کردن را بسنده ايم
Text Box: Text Box: Text Box: امكانات وبلاك
Text Box: به نام خداوند كه انسان را از خون بسته آفريد و در آن روح خودش را دميد و چهل شبانه روز آن را بارور ساخت.از آغاز خلقت تا زمان حال همواره در جوامع مختلف و در زمانهاي گوناگون ظلم و ستم و بي عدالتي به وفور ديده مي شود و اغاز اين بي عدالتي را بايد از قابيل دانست كه تاكنون ادامه يافته و نمود آنرا در اين قرن به شكل استعمار مي بينيم و اين ظلم و ستم يگانه منجي بشريت را مي طلبد.و در اين زمان يكي از وظايف ابتدايي ما كه بسيار مهم است همان راههاي جلوگيري از ظلم و ستم به مفهوم عدالت و مسايل حقوقي آن و عوامل انحراف از عدالت است. 
عدالت از پيچيده ترين موضوعاتي است كه انديشه بشري دربارة آن به تامل و تفكر پرداخته است. پيچيدگي نظري عدالت از يك سو، و دشواري بسيار آن در تحقق عملي از سوي ديگر، عدالت را هم به مفهومي بسيار بغرنج تبديل كرده است و هم دغدغه اي دائمي و بزرگ براي تمامي بشريت بوده است. شايد در مورد هيچ موضوعي به اندازة عدالت بحث و بررسي نشده است، و شايد بتوان گفت كه هيچ موضوعي به اندازه عدالت موضوع اختلاف نظر نيست و تحقق آن در مقام عمل از اين هم بغرنج تر است. در انديشه هاي مكتوب و غير مكتوب موجود در ادبيات عربي و اسلامي هم اولين كسي كه به موضوع عدالت نگاه ژرفي داشته حضرت علي (ع) است. حضرت علي (ع) هم به پيچيدگي عدالت واقف است و هم به اهميت آن. درباره پيچيدگي عدالت عبارتي دارد كه عصارة تمام نزاعها درباره عدالت است. ايشان مي فرمايند: العدل، اوسع الاشياء في التواصف واضعيتها في التاصف يعني عدل در مقام توصيف بسيار فراخ است، در حالي كه در مقام عمل، بسيار تنگ و دشواري اين بيان موجز، تبيين از پيچيدگي عدالت است. شايد راز اين پيچيدگي و دشواري تحقق عدالت در عمل هم اين است كه انسانها عدالت را بيشتر بر اساس تمايلات دروني خود و به طور عمده بر اساس منافع خود آن را توصيف مي كنند. اما پيچيدگي درك عدالت و تحقق عملي آن مانع از تلاش براي رسيدن به آن نيست، چرا كه حضرت علي (ع) معتقد است كه به هر حال عرصه عدالت براي همگان عرصة فراختري از عرصه سمتگري است و در اين نكتة بسيار مهمي است. حضرت علي (ع) مي فرمايند كه در عدل وسعت و گشايش است و كسي كه اجراي عدالت او را در تنگنا قرار مي دهد، ظلم و ستم بر او تنگ تر خواهد آمد! اين حكم به چه دليل است و چرا حضرت علي (ع) چنين اعتقادي را مطرح مي كند اين بيان معناي عميقي دارد و آن اينكه هر كس در پناه عدل احساس امنيت نكند، هرگز در دامان ظلم احساس آرامش نخواهدكرد. و اين تعببر با عنايت به ايده ها و انديشه هاي آن حضرت بهتر قابل درك است كه بدان اشاره خواهد شد. در واقع بر همين اساس است كه حضرت نه تنها پيروزي نهايي را با عدالت مي داند، بلكه معتقد است كه سيرة عادلانه هم به حكمت دشمن منتهي مي شود(1) حضرت علي(ع) عدالت را در حوزه هاي مختلفي به كار برده است. يكي از اين حوزه عدالت در ارتباط انسان با خداست. از نظر امام خداوند متعال در جهان را به لطف خود به سامان آورد و به امر خود از درهم ريختنش نگه داشت و به قدرت خود استواريش  بخشيد (2). حضرت علي (ع) اساس هستي را عادلانه مي دانست كه خداوند آن را بر پايه حق آفريده است و حق در تفكر حضرت علي مظهر مفاهيم راستي، پايداري و عدالت است. يعني هيچ واژة ديگري همانند حق نمي تواند عصاره عدالت وارستي را نشان دهد. حضرت علي جهان هستي را جهاني عادلانه تصور مي كند كه در آن حق از ميان رفتني نيست و اين عدالت در هستي و خلقت، بايد در رفتار انسانها هم نمود داشته باشد. در قاموس امام فصل خداوند بر مبناي عدالت است چه در مقام خلقت و چه در مقام رفتار با بندگان خود اينجاست كه امام مي فرمايد: خداوندي كه در هر وعده مي دهد، صادق است و فراتر از آن است كه بر بندگان خود ستم روا دارد. با آفريدگان خود به عدالت رفتار مي كند و هر حكم كه مي دهد از روي عدالت است (3). 
در اين هستي كه خداوند انسانها را هم دعوت به عدالت و پيروي از حق كرده است و آنان را از پيروزي از ابليس كه به دليل معصيت خداوند از درگاه الهي رانده شد، پرهيز مي دهد. چرا كه عين دوري از حق و عدالت است. اينجاست كه امام علي بندگان خدا را از پذيرش امر شيطان بر حذر مي دارد. اين بندگان خدا بترسيد از اين كه دشمن خدا، شيطان شما را به بيماري خود [تكبر و خود پسندي] دچار گرداند و به نداي خود شما را از جاي بر انگيزد.(4) چرا كه عدل خداوندي ايجاب مي كندكه اطاعت كنندگان شيطان را كيفر دهد و از همين روي حضرت علي (ع) مي فرمايد: هرگز خداوند انساني را به بهشت نمي برد كه مرتكب عملي شده باشد كه فرشته اي را به سبب آن از بهشت رانده است. حكم او بر اهل آسمانها و مردم روي زمين يكسان است. و ميان خدا و هيچيك از بندگانش مصالحه اي نيست(5) اينجاست كه امام علي هستي و دنيا را محل آزمون مي داند. آزموني كه در آن عدالت پيشگان و پيروان حق سر بلند هستند و ستمگران و پيروان باطل در گمراهي هستند و اگر عدالت خداوندي در اين دنيا دربارة آنها اجرا نشود، در آخرت قطعاً اجرا خواهد شد. خداوند به انسانها و چه داده است، بر اساس آن آنان را باز خواست خواهد كرد و عدالت را در مورد آنان جاري خواهد ساخت و در اين آزمون كساني سر افرازند كه خود عدالت ورزيده اند و تقوي پيشه كرده اند و كساني پشيمان خواهند شد كه از روي تكبر و خود پسندي امر خدا را فرمان نبرده اند. امام علي (ع) عقوبت اخروي را جاري شدن عدالت الهي مي داند و معتقد است كه: بهشت، پاداش عمل نيكوكاران را كافي است و عذاب آتش، كيفر بدكاران را بسنده است. زيرا خداوند هم انتقام كشنده است و هم ياري دهنده و كتاب خدا هم حجت آورد و هم به داوري كشد.(6) در آخرت كساني پشيمان هستند كه در دنيا از عدالت دروي جسته اند و رفتارشان ستمگرانه بوده است. امام مي فرمايد: در فرداي قيامت آغازگر ستم و ظلم، از پشيماني دستش را به زندان خواهد گرد.(7) و يا مي فرمايد ستم بعضي از بندگان بر بندگان ديگر بدون مجازات نمي ماند.(8) چرا كه اين ارادة خداوند است. 
بنابراين حضرت علي (ع) خلقت و جريان امور در هستي را كاملاً عادلانه مي داند و اين عدالت خداوند در رابطه با انسانها هم مصداق پيدا مي كند، پس انسانها هم بايد در رفتار خود عدالت پيشه كنند، در غير اينصورت عدالت خداوندي ايجاب مي كند كه عقوبت سختي ببينند و حضرت علي چنين عقوبتي را بر قراري عدالت مي داند، و با اينحال اين به معناي واگذار كردن امر عدالت به خداوند نيست، بلكه عدالت چنانكه گفته شد از اهميتي برخوردار است كه همه انسانها بايد در برقرار كردن آن تلاش كنند و با ظلم مبارزه كنند. اينجاست كه بيان حضرت دربارة عدالت از حوزة رابطه انسان با خداوند خارج و رابطة انسانها با يكديگر را پوشش مي دهد. 
بنابراين از ديگاه امام فساد و تباهي هرگز نمي تواند اساس و قانون زندگي شود، فقط حق و عدالت است كه اساس زندگي است. عدالت در جامعه انساني چگونه برقرار مي شود؟ قبلاً گفته شد كه از نظر حضرت علي برقراري عدالت در عمل بسيار دشوارتراز توصيف آن است. ولي اصل مسلم بر اوليه در اين راه وجود حكومت است كه به بيان هاي مختلف از سوي امام مطرح شده است علت آن هم اينست كه اگر انسانها به خود سپرده شوند، طغيان مي كنند و توانمندانشان، ضعيفان آنها را بندة خود مي كنند. امام در اين باره سخن بسيار تامل برانگيزي دارد كه در چنين فضايي قدرتمندان دنيا ناتوانان را مي خورند (9) 
پي نوشت ها: 
1 - نهج البلاغه، حكمت 224./ 2 - نهج البلاغه، ترجمه عبدالحميد آيتي، خطبه 228، ص 549./ 3 - نهج البلاغه، ترجمه عبدالحميد آيتي، خطبه 227./ 4 - نهج البلاغه، همان خطبه 227، ص 567./ 5 - همان، ص 567./ 6 - همان، خطبه، 82، ص 161./ 7- همان، حكمت 186./ 8 - خطبه 176./ 9 - عف العقول، از سخنان حضرت علي، مديت 57./
Text Box: سخن نخست
Text Box: Text Box: 1. واژه عدل به معناى اعتدال و استقامت و راستى و انطباق با شايسته‏ها و بايسته‏هاست. و بنابراين پيمودن مسيرهاى انحرافى، همان افراط يا تفريط و خروج از مسير اعتدال و حق و انصاف و قسط است. و ميزان انحراف از عدالت و حق متناسب با شدت و ضعف افراط و تفريط است.
2. مراعات و حفظ اعتدال در رفتار و به تعبيرى دقيق‏تر حركت بر روى صراط مستقيم كارى دشوار و طاقت‏سوز و نيازمند آگاهى از درون و برون هستى و آشنايى با استعدادها و قابليتهاى نفس بشرى و آموزش و تمرين مداوم، و آنگاه عزمى استوار و پولادين است تا بتواند در برابر جاذبه‏هاى اعتبارى افراط و تفريط تعادل خود را از دست ندهد.
3. برابرى و تساوى و انصاف مورد نظر در عدل، تساوى كور و چشم‏بسته نيست تا بدون توجه به قابليتها و شايستگى‏ها و در تعارض با حقوق و بايستگى‏ها قرار گيرد. حضرت امير در فرازى از نامه خود به مالك مى‏نويسد:
«و لا يكونن المحسن و المسى‏ء عندك بمنزلة سواء فان فى ذلك تزهيداً لاهل الاحسان فى الاحسان و تدريباً لاهل الأساءة فى الأساءة ...؛[20] و مبادا نيكوكار و بدكردار در نظر تو برابر باشند زيرا كه اين كار رغبت نيكوكار را بر نيكى كم مى‏نمايد و بدكردار را به بدى مى‏خواند.»
نيكى عدل و حقانيت آن از اين‏رو نيست كه همه را در يك رديف و يك صف قرار دهد و هيچ فرقى بين آنها نمى‏نهد، بلكه به اين دليل است كه هر چيزى را در جاى خود و محل سزاوار خود مى‏گذارد. مقتضاى عدالت الغاى تفاوتها نيست بلكه رعايت استحقاقهاست. و اين همان امرى است كه از مو باريك‏تر و از شمشير تيزتر است.
با سخنى از مرحوم فيض و علامه طباطبايى اين بخش را به پايان مى‏بريم. مرحوم فيض در تفسير آيه «و السماء رفعها و وضع الميزان»[21] مى‏نويسد:
«... و وضع الميزان، العدل، بان وفّر على كلّ مستعد مستحقه و وفى كلّ ذى حقّ حقّه حتى انتظم امر العالم و استقام كما قال صلى اللَّه عليه و آله: بالعدل قامت السماوات و الارض؛ خداوند عدالت را برقرار نمود به اين صورت كه بر هر صاحب استعدادى آنچه استحقاق داشت عنايت كرد و حق هر صاحب حقى را ادا نمود تا كار عالم بسامان شد و راست آمد.»
و علامه طباطبايى نيز در تحليل مفهوم عدل مى‏نويسد:
«انّ العدل هو لزوم الوسط و الاجتناب عن جانبى الافراط و التفريط فى الامور. و هو من قبيل التفسير بلازم المعنى، فان حقيقة العدل هى اقامة المساواة و الموازنة بين الامور بان يعطى كل من السهم ما ينبغى ان يعطاه فيتساوى فى انّ كلاً منها واقع موضعه الذى يستحقه. فالعدل فى الاعتقاد ان يؤمن بما هو الحق، و العدل ... فى الناس و بينهم ان يوضع كل موضعه الذى يستحقه فى العقل او الشرع او فى العرف فيثاب المحسن باحسانه و يعاقب المسى‏ء على اساءته و ينتصف للمظلوم من الظالم و لا يبعّض فى اقامة القانون و لا يستثنى. و من هنا يظهر انّ العدل‏يساوق الحسن و يلازمه اذ لا معنى بالحسن الّا ما من طبعه ان تُميل اليه النفس وتنجذب نحوه؛[22] عدل به معناى ملازمت با راه ميانه و گريز از افراط و تفريط در كارهاست. و البته اين معناى مفهومى عدل است و گرنه حقيقت عدل مساوات را برقرار نمودن و هماهنگى در كارها داشتن است. در عدالت به هر كسى سهم بايسته داده مى‏شود و بنابراين همگان در رسيدن به سهم خود و قرار گرفتن در جايگاه بايسته خود برابر مى‏شوند. عدل در اعتقادات يعنى ايمان به آنچه حق و سزاوار است و عدالت در ميان مردم يعنى قرار گرفتن هر كس در جايگاه بايسته خود كه در عقل يا شرع و يا عرف براى او منظور شده است ... با اين توضيح همسانى مفهوم عدل با زيبايى نيز روشن مى‏گردد....» 
Text Box: Text Box: امام علي (ع) مي فرمايند:
((ان في العدل سعه و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق)) : همانا در دادگري گشايش است و آنكه از دادگري به تنگ آيد از ستمي كه بر او مي رود بيشتر به تنگ آيد .
هر نوع حركت و ارتقاء و زيست واقعي تنها در چهارچوب عدل و داد ممكن است تا در سايه آن هم آزادي ها و اختيارات انساني و هم نظام قوانين و مقررات شخصي و جمعي مردم رعايت شود .
آنكس كه از محدوده عدل احساس تنگي و خفقان كند و نتواند خود را با اصول عدالت تطبيق دهد بايد بدتند كه تنكناي ظلم و جور شديدتر و خفقان آورتر است .
رابطه عدالت و تقوا:
همه آنهايي كه كمترين اطلاعي از معارف اسلامي دارند مي دانند كه رسيده ترين ميوه عدالت تقواست .
تقوا عدالت مي آفريند و عدالت تقوا را به ارمغان مي آورد .
خداوند متعال مي فرمايد : ((اعدلوا هو اقرب للتقوي ))
رهبر عدالت و راستي علي(ع) مي فرمايد:((قد الزم نفسه العدل فكان اول عدله نفي الهوي عن نفسه )) : خود را ملزم به عدالت كرد و اول عدلش نفي هوا از نفس خود است .
اين سخن علوي هر كس را كه مي خواهد به حيله عدل و داد آراسته شود و اين جامه را بر تن كشد شامل مي شود و اين افراد مي بايست هوا و هوس هاي گوناگون را از خود دور كند زيرا لازمه عدل در بسياري از جاها نفي هوا و هوس و احيانا دفع ترجيح خود بر ديگران است كه بلاي خانمان سوزي در اجراي عدالت اجتماعي به شمار مي آيد.
علي (ع) در بيانات خويش اجراي عدالت  در جامعه را موجب ثبات و آرامش و باعث سعادت مي دانند:
((العدل سبيل الاستقرار و السعاده )) : عدل راه استقرار و خوشبختي است .

Text Box: Text Box: نام تو را زياد شنيديم، در حسرت مرام تو مانده
اي اولي كه سكه مردي تا همچنان به‌ نام تو مانده
تو واژه‌اي به ژرفي دريا، تو مشكلي به هيئت آسان
اي تا هميشه پاي قلمها در بحر عين‌ و لام تو مانده
اي عاشقان براي پرسش ـ تا بوده ـ بعد حق به تو مديون
اي شاعران براي سرودن تا هست، تا هست زير وام تو مانده
عقل آسمان اين همه عاقل، در پلة نخست تو عاجز
عشق افتخار آن همه مجنون، زنجيري مدام تو مانده
هم ماه در حضور تو كودك، هم مهر در ركاب تو تاريك
هم روز در مسير تو لنگان، هم شب در احترام تو مانده
اي هر كه ديده رنگ ملامت، لبخند تو شكسته و زخمي
اي هر كه برده لذت شيرين، همواره تلخ كام تو مانده
از داغ فقر و قحط عدالت، از گند زور و لاشه تسليم
بعد از چقدر سال نرفته است بويي كه در مشام تو مانده
بعد از چقدر سال كه گفتي، بعد از چقدر گوش كه نشنيد
آنك به سوي ظالم و مظلوم، انگشت اتهام تو مانده
نهج‌البلاغه: كو كه بخوانند، نهج‌البلاغه: كو كه بفهمند
اين گوشها چقدر هراسان،‌از سيلي كلام تو مانده
بادا كه تا هنوز بيفتد اينجا كلاه از سر دنيا
بيچاره او كه خيره‌سرانه دنبال گرد بام تو مانده
ما هر قدر كه خاك تو باشيم، قنبر يكي است مثل خود تو
فخر فقط براي تو بودن در قبضة غلام تو مانده
آه اي تمام! من چه بگويم تا تمام شود شعر
گفتم تمام خوب نگفتم، كو مهدي، انتقام تو مانده 
عباس چشامی 
Text Box: مفهوم عدالت
Text Box: اهميت و ضرورت عدالت
Text Box: فقر و عدالت




Text Box: جستجوي به كمك گوگل
پرسش مهر 6 فتوحي

Text Box: «از قنوت عارفان»
"از قنوت عارفان"
اللهم واملاء كل ِافق من الآفاق و قطر من الاقطار قسطاً و عدلاً و مرحمه و فضلاً و اشكرهم علي حسب كرمك و جودك ما مننت به علي القائمين بالقسط من عبادك و اد خرت لهم من ثوابك ما ترفع لهم به الدرجات انك تفعل ما تشاء و تحكم ما تريد.
پروردگارا!
جغرافياي هستي تشنه قسط و عدل است.
جاي جاي زمين تمناي عشق و لطف مي‌كند.
وسيع خاك چشم انتظار آبي آسمان است.
پروردگارا!
عطاي خويش را بر ايشان باقي بدار و بر عزتشان بيفزا.
كه ميدانم تنها تدبير و ارادة توست كه بر جان عالم مي‌نشيند.
"از قنوت امام حسن عسكرس، بحارالانوار، ج85،ص233"
 
Text Box: آرشيو موضوعي
Text Box: صفحه دوم
عدالت از كلام قرآن
صفحه سوم
عدالت را از علي(ع) بياموزيم
صفحه چهارم
عدالت گستر جهان حضرت مهدي(عج)
صفحه پنجم
عدالت اجتماعي
صفحه ششم
عدالت اقتصادي
صفحه هفتم
عدالت از ديدگاه امام خميني(ره)
عدالت از ديدگاه مقام معظم رهبري 
چند سخن از رئيس جمهور
صفحه هشتم 
دنياي بي عدالت
تفاوت را احساس كنيم
عدالت زيباست
صفحه نهم
بيشترين رنج انسان از ...
سايه بي عدالتي تا كجا
تنهاترين منجي
صفحه دهم
خواست ملت ايران
  چند نكته آموزشي
Text Box: معرفي 
Text Box: اينجانب عليرضا فتوحي اردكاني  از  آموزش و پرورش استثنايي استان يزد از شهرستان اردكان در پاسخ به پرسش مهر آقاي احمدي‌نژاد به تهيه اين وبلاك اقدام نموده ام اميد است مورد بهره برداري عدالت خواهان قرار گيرد 
Text Box: براي لينك به ما كد زير را كپي كرده و در وبلاگ خود قرار دهيد
Text Box: منادي عدل و عدالت
Text Box: شعر
Text Box: صد پنجره آغوش
از آينه زنگار زدوديم و نيامد
صد پنجره آغوش گشوديم و نيامد
از آتش صد حادثه، اين سوخته دل را
بس داغ كه بر داغ فزوديم و نيامد
شد ترجمه ئبر چهرة ما، واژه به واژه
آن شعر كه با اشك سروديم و نيامد 
از نسل كدامين گل خوش بوست كه بر پاش
چون لاله به پا خاسته بوديم و نيامد؟
اي كاش به يك صبح بهاري رسد از راه!
آن نادره گل را كه ستوديم و نيامد.
Text Box: سايتهاي مفيد
Text Box: http://www.persianyahoo.com

http://www.khamenei.com/

http://www.jamkaran.info/

http://www.help118.com/

http://www.irandoc.ac.ir/

http://www.president.ir/

http://www.tebyan.net/

http://www.aviny.com/